حلقه سیارات
حلقه ای از غبار و اجرام کوچک پیرامون همه سیاره های غول پیکر را وجود دارد. حلقه زحل برای ما آشناترین حلقه است اما حلقه های باریکی نیز حول مشتری ، اورانوس و نپتون وجود دارند.
ستارگان دنباله دار
ستارگان دنباله دار، توپ های یخی هستند که ساختمان آنها متشکل از یخ و سنگ است. زمانیکه یکی از این توپ های یخی به خورشید نزدیک می شود، بخشی از یخ های موجود در مرکز آن بخار می شوند این بخار تحت تاثیر بادهای خورشیدی قرار گرفته و به شکل دنباله ای برای توپ یخی در می آید و به این شکل ستاره ای دنباله دار به وجود می آید.
ستاره شناسان ستارگان دنباله دار را در دو گروه اصلی طبقه بندی کرده اند. گروه دوره طولانی، که بیش از 200 سال طول می کشد تا یک دور کامل حول خورشید بزنند و گروه دوره کوتاه که دور خود را در مدت زمانی کمتر از 200 سال طی می کنند.
ستارگان دنباله دار این دو گروه متعلق به دو منطقه متفاوت در منظومه شمسی هستند. ستاره های گروه دوره طولانی در منطقه ای به نام ابر اورت مستقرند. ابر اورت نام گروهی از ستاره های دنباله داریست که در فاصله ای دورتر ازمدار پلوتو قرار گرفته اند. نام این منطقه از نام ستاره شناس آلمانی، جان اورت گرفته شده است. وی برای اولین بار حضور این ابر را اعلام نمود. ستاره های دنباله دار دوره کوتاه در کمربند کویپر هستند. در هر دو منطقه ابر اورت و کمربند کویپر، اجرامی دیده می شود که مربوط به دوره شکل گیری سیارات در منظومه شمسی است.
منظومه شمسی
خورشید بزرگترین و مهمترین جرم آسمانی در منظومه شمسی است که 8/99 درصد جرم منظومه شمسی را به خود اختصاص داده است . بیشتر گرما، نور و انرﮊی لازم برای تشکیل و ادامه حیات توسط خورشید تامین می شود . لایه های بیرونی خورشید داغ و متلاطم است. گازهای داغ و ذرات باردار پیوسته از این لایه به فضا متساطع می شوند. این جریان گازها و ذرات، بادهای خورشیدی را ایجاد می کنند که بر همه چیز در منظومه شمسی می وزند.
طبق قانون کپلر(Johannes Kepler) ستاره شناس آلمانی در اوایل قرن 17 ، سیارات در مدارهایی بیضی شکل حرکت میکنند که خورشید در یکی از کانون های آن قرار دارد.
چهار سیاره داخلی (نزدیک به خورشید) عمدتا حاوی آهن می باشند. به این چهار سیاره، زمین مانند گفته می شود چون از لحاظ اندازه و ترکیبات بسیار شبیه زمین اند. چهار سیاره بیرونی (دورتر از خورشید) گلوله های عظیم گاز هستند. تقریبا بیشتر جرم آنها را هیدروﮊن و هلیم تشکیل می دهد که همین امر باعث گردیده که این سیارات بیشتر شبیه خورشید باشند تا زمین. لایه های زیرین این سیارات ابرهای ضخیم از گاز تشکیل شده ولی ممکن است هسته بعضی از آنها جامد باشد.
سیارک ها
سیاره ها ی کوتوله یا سیارک ها ، اجرام گرد کوچکی هستند که دور خورشید می چرخند. بر خلاف سیارات این اجرام کوچک نیروی گرانش قابل ملاحظه ای برای تاثیر گذاری بر حرکت اجرام دیگر ندارند. این سیارک ها اغلب به همراه دسته هایی از اجرام آسمانی کوچک تر از خود در حرکتند. به عنوان مثال در مداری به نام کمربند سیارکی که مابین مدارهای مریخ و مشتری قرار دارد میلیونها جرم کوچک آسمانی و سیاره کوتوله در گردشند.
سیارک ها و سیارات کوتوله دیگری نیز در مداری به نام کمربند کویپر(Kuiper)، دورتر از مدار نپتون در گردشند. این مدار یکپارچه مملو از اجرام کوچک نظیر شهاب سنگها ، اجرام یخ زده و غیره است. در مقایسه با سیاره ها، اجرام موجود در کمربند کویپر به حرکات و گردش نامنظم درمدار خود گرایش دارند. از جمله سیارات کوتوله موجود در این منطقه می توان به پلوتو و 2003 یو بی 313 (2003 UB313) که از پلوتو بزرگتر است اشاره کرد.
قمر های سیارات
به جز عطارد و زهره بقیه سیارات منظومه شمسی دارای قمر می باشند. سیارات درونی (سیاره های نزدیک به خورشید) قمرهای کمی دارند. زمین یک قمر و مریخ دارای دو قمر کوچک است اما سیارات بیرونی (سیاره های دور از خورشید) با تعداد زیاد قمرهایشان، هر کدام مثل یک منظومه می باشند. مشتری دارای حداقل 63 قمر است. از بین این قمرها، چهار قمر که از همه بزرگترند به نام گالیله (Galileo) ثبت شده اند. این ستاره شناس ایتالیایی د رسال 1610 موفق به کشف آنها با یکی از بدوی ترین تلسکوپ ها شد.
بزرگترین قمر مشتری که بزرگترین قمر موجود در منظومه ما نیز می باشد گانیمد (Ganymede) نام دارد. این قمر از عطارد نیز بزرگتر است. سیاره زحل دارای حداقل 56 قمر می باشد. بزرگترین قمر زحل، تیتان (Titan)، جوی ضخیم تر از جو زمین دارد و از عطارد بزرگتر است. اورانوس حداقل 27 قمر دارد و نپتون دارای 13 قمر است. احتمال وجود قمرهای بیشتر حول سیاره های غول پیکر بیرونی که هنوز کشف نشده باشند بسیار زیاد است.
بعضی از سیارک ها ، سیارات کوتوله و اجرام کوچک آسمانی نیز دارای قمر هستند. پلوتو دارای قمریست که نصف خود این سیاره کوتوله است و " 2033 یو بی 313 " قمری دارد که تقریبا یک هشتم آن است.

منظومه
منظومه به مجموعه ای از اجرام سنگین و سیاراتی گفته می شود که همگی به دور یک ستاره در حال گردشند.
ما با منظومه شمسی به خوبی آشناییم. منظومه ای مشتمل از زمین ، هفت سیاره اصلی و خورشید. علاوه بر سیارات ، اجرام کوچک فراوانی در منظومه شمسی گرد خورشید در حرکتند از جمله کوتوله ها، سنگ های آسمانی ، ستاره های دنباله دار و همینطور ابرهای نازکی از گاز و غبار که به آنها ابرهای میان سیاره گفته می شود. بیش تر از 100 قمر طبیعی نیز در این منظومه در چرخشند.
به جز خورشید، زمین و ماه، اجرام بسیار دیگری نیز وجود دارند که با چشم غیر مسلح قابل رصدند از جمله سیارات عطارد، زهره، مریخ، مشتری ، زحل و همین طور شهاب سنگ ها و ستارگان دنباله داری که به طور موقت قابل مشاهده اند.
اجرام بسیار زیاد دیگری نیز توسط تلسکوپ ها در منظومه شمسی رصد شده اند.
از سال 1990 ستاره شناسان سیارات زیاد دیگری در اطراف ستاره های دوردست کشف نموده اند. با مطالعه بر روی این اجرام و نحوه گردش شان به دور ستاره مرکزی، دانشمندان امیدوارند اطلاعات کلی تر و جامعی در خصوص منظومه ها به دست آورند. برای مثال می دانیم که درمنظومه ما چهار سیاره کوچک با سطوح سخت و نزدیک به خورشید به نام های عطارد، زهره، زمین و مریخ همینطور چهار سیاره غول پیکر با سطوح غیر جامد گازی در فاصله دورتر از خورشید به نام های مشتری، زحل، اورانوس و نپتون وجود دارند؛ اما کشف ستاره ای که دارای چندین سیاره غول پیکر گازی که در مدارهای نزدیک به آن ستاره در گردشند، مایه حیرت دانشمندان و ستاره شناسان گردید. برای مثال یک سیاره تقریبا به اندازه مشتری حول مداری به دور ستاره 51 پگاسی (51 Pegasi) کشف شده که فاصله مدار این سیاره تا ستاره نسبت به فاصله مدار سیاره عطارد در منظومه شمسی به خورشید، کمتر است.


ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند.
خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایینترین نقطه افق جنوب شرقی میرسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب میشود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید مجدداً به سوی شمال شرقی باز میگردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است.
این واقعه را مردم باستان، زمان زایش دوباره خورشید میدانستند و این شب برای آنان گرامی و فرخنده بود. امروزه هم همچنان شب تولد خورشید با نام شب یلدا یا شب چله در میان ایرانیان گرامی داشته میشود و همچون پیشینیان، سراسر شب را به انتظار طلوع خورشید بیدار میمانند و جشن و مهمانی میآرایند
البته امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال است. در حالیكه در باورهای ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است.
در آیین میترا، نخستین روز زمستان با نام «خوره روز» (خورشید روز) نخستین روز سال نو نیز بشمار میآمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است، ادامه میدهد. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، تنها پیشینهای چند صد ساله دارد و پیش از آن آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است.
امروزه میتوان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره مینشستهاند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته میشده كه یكی از مهمترین آنها چهارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقیمانده در این زمینه در ایران است. پژوهشهای نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقیهای ایران)، نشان میدهد كه این بنا بگونهای طراحی و ساخته شده است كه میتوان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد.

در چارتاقی نیاسر کاشان سازوکاری اندیشیده و ساخته شده است که چند هنگام سالیانه را بتوان با دیدار طلوع خورشید از میان روزنههای تشکیل شده در میان اضلاع داخلی پایههای بنا تشخیص داد. این چارتاقی، تنها نمونه سالم باقیمانده از میان دهها چارتاقی ایران است که پس از حدود دو هزار سال، همچنان کاربری تقویمی و رصدی خود را تا به امروز حفظ کرده است و میتوان از جمله در آغاز زمستان و آغاز تابستان به مشاهده طلوع خورشید از میان روزنههای ویژه آن پرداخت. در بسیاری از تقویمهای آفتابی دیگر که این نگارنده آنها را معرفی کرده است، این امکان تنها با دیدار سایههای خورشید بامدادی فرا دست میآید؛ اما در چارتاقی نیاسر علاوه بر سنجش دقیق زمان از طریق سایههای ایجاد شده در میان پایههای چندگانه داخلی بنا که در حکم یک آفتابسنج دقیق هستند؛ میتوان قرص خورشید را نیز از روزنه ویژهای که رو به سوی محل طلوع خورشید در انقلاب زمستانی و انقلاب تابستانی دارد، تماشا کرد. برآمدن باشکوه خورشید از این روزنهها، علاوه بر اثبات انجام محاسبات نجومی در ساخت این بنا، ما را به یاد روزگارانی میاندازد که به گمان در چنین هنگامی، آیینهایی ویژه در آنجا برگزار میشده است. گردهماییهایی که گویا با آیین نیایش زروانی که ریشهای ژرف با خورشید و پدیدههای کیهانی داشته، در پیوند بوده است.
در نزدیکی چارتاقی نیاسر، نمونهای از یک ساعت آفتابی کهن نیز وجود داشته است که متأسفانه در سالیان اخیر منهدم شده است. این ساعت همراه با چارتاقی، مجموعهای کامل از ابزارهای زمانسنجی را فراهم کرده بودهاند.
هر ساله در آغاز فصل زمستان و بامداد پس از شب یلدا، گردهمایی دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر با حضور دوستداران باستانستارهشناسی ایرانی و دیگر علاقهمندان در شهر نیاسر برگزار میشود.
اميدوارم شب خوبي را همراه با خانواده داشته باشيد![]()
|
| |||
|
اين گلوله توپ كيهاني كه يك ستاره نوتروني به نام RX J0822-4300 است توسط رصد خانه پرتو ايكس چاندراه كشف شد. دانشمندان با استفاده از مشاهدات 5 ساله چاندرا نشان دادند كه اين ستاره سركش با كج كردن مسير خود در حال دور شدن از Puppis است. Puppis بقاياي ابر نواختري است كه حدود 2700 سال پيش لز انفجار يك ستاره بجاي مانده است. اين ستاره نوتروني با سرعتي حدود چهار و هشت ميليون كيلومتر در حال خارج شدن از كهكشان راه شيري است. رابرت پتره ، اختر شناس مركز پروازهاي فضائي گودارد ناساس مي گويد" اين ستاره نوتروني درست بعد از تولد يك بليط يكطرفه به سمت خارج از راه شيري گرفته است." وي اضافه مي كند كه اختر شناسان ستاره هاي ديگري را مشاهده كردند كه از كهكشان به بيرون پرتاب شدند ولي هيچكدام سرعت اين ستاره نوتروني را نداشته است. ستاره هاي پر سرعت ديگري در كهكشان راه شيري وجود دارند كه توسط ابر سياهچاله موجود در مركز كهكشان با سرعتي معادل يك سوم سرعت اين ستاره و به سمت فضاي بين ستاره اي پرتاب شدند. اما اين ستاره نوتروني توسط انفجار ناموزون ابرنواختر به بيرون پرتاب شده و به اين سرعت رسيده است. اين ستاره تا بحال 20 سال نوري مسافرت كرده و ميليونها سال طول خواهد كشيد تا از پهنه كهكشان خارج شود. با وجود استفاده از مدلهاي رايانه اي پيشرفته براي مشابه سازي اينكه چگونه يك موشك ستاره اي مانند اين شكل مي گيرد ، دانشمندان هنوز دليل آن را نمي دانند. جزئيات تحقيقات پتره در شماره اخير مجله اختر فيزيك چاپ شده است. به نقل از هوپا | |||
منظور از ماده تاريک در اخترفيزيک و کيهانشناسي، نوعي ماده فرضي است که ترکيب آن مشخص نيست و از خود نيز آن اندازه تابش الکترومغناطيس گسيل يا بازتاب نمي کند تا بتوان مستقيم آن را مشاهده کرد، اما با توجه به اثر گرانشي آن روي ماده مرئي مي توان به وجودش پي برد. بر پايه رصدهاي انجام شده کنوني از ساختارهاي بزرگ تر از کهکشان، ماده تاريک تشکيل دهنده بخش زيادي از جرم موجود در جهان قابل مشاهده است.
فريتز زويکي براي اولين بار با استفاده از اين مفهوم نتيجه برخي از رصدهاي اخترشناسي را تفسير کرد. وي با استفاده از مفهوم ماده تاريک سرعت چرخشي کهکشان ها و سرعت مداري کهکشان ها در خوشه ها، همگرايي گرانشي اجرام پس زمينه به وسيله خوشه هاي کهکشاني و توزيع دمايي گاز داغ در کهکشان ها و خوشه کهکشاني را توجيه کرد.
ماده تاريک در تشکيل ساختار و تکامل کهکشان ها نيز نقش مهمي دارد و اثرهاي آن روي ناهمسانگردي تابش ريزموج پس زمينه قابل اندازه گيري است. همه اين شواهد نشان مي دهد که کهکشان ها، خوشه هاي کهکشاني و کل جهان، مقدار زيادي ماده دارد که بخش زيادي از آن برخلاف ماده معمولي با تابش الکترومغناطيسي برهمکنش ندارد. اين بخش را ماده تاريک مي نامند.
هنوز به طور کامل مشخص نشده است که ماده تاريک از چه چيزي ساخته شده است، اما فيزيکدانان و اخترفيزيکدانان موادي را به عنوان اجزاي احتمالي تشکيل دهنده ماده تاريک معرفي کرده اند.جرم ماده تاريک موجود در جهان از جرم ماده «مرئي» بسيار بيشتر است. تنها حدود 4 درصد از کل چگالي انرژي موجود در جهان را مستقيم مي توان مشاهده کرد (با توجه به اثرهاي گرانشي آن). گمان مي رود 22 درصد از جهان از ماده تاريک و 74درصد باقي مانده نيز از انرژي تاريک تشکيل شده باشد که در تمام فضا نفوذ کرده است.
تعيين ماهيت اين جرم يکي از مهمترين مساله هاي فيزيک ذرات و کيهانشناسي نوين است.
منبع : روزنامه شرق

ستارگان و رنگ آنها
اعتقاد غلط : تمام ستارگانی که در آسمان می بینیم، سفید رنگ.
اعتقاد درست : ستارگان تمام رنگ ها را بدون کم و کاست دارند.
باور این که ستارگان رنگی هستند، برای اکثر مردم دشوار است. چون به ظاهر تمامی ستارگانی که در شب دیده می شوند سفید رنگ هستند. اما به خورشید نگاه کنید! به نظر من خورشید یک ستاره ی زرد رنگ می باشد.
اگر در یک شب تابستانی، به آسمانی بدون غبار و صاف نگاه کنید، می توانید ستاره وگا (درخشانترین ستاره در صورت فلکی Lyra) را بر فراز آسمان ببنید. این ستاره به وضوح آبی رنگ است. آنترز (درخشانترین ستاره صورت فلکی عقرب) نیز یک ستاره قرمز رنگ است که در تابستان در آسمان دیده می شود.
در فصل زمستان هم ستارگان رنگی در آسمان داریم. مثلاً می توان به ستاره بیت الجوز (در صورت فلکی اوریون) اشاره کرد، که ستاره ای کاملاً سرخ رنگ می باشد. آلبدباران (در صورت فلکی ثور) نیز کاملاً قرمز است.
اما خب، اکثر ستارگان کم نور واقعاً سفید به نظر می رسند. ماجرا از چه قرار است؟
هنگامی که جسمی را گرم کنيم، رنگ آن تغییر می کند و رنگ های سرخ و آبی و در آخر سفید را از خود منتشر می کند. یعنی نوری که از هر جسم منعکس می شود به دمای آن بستگی دارد.
رنگ هر جسم به طول موجی که آن جسم از خود منتشر می کند بستگی دارد. نور مانند موج رفتار می کند و رنگ نور به طول موج آن بستگی دارد. پلانک موفق شد که یک نسبت میان برای دما و درخشندگی اجسام به دست آورد. یک جسم در دمایی معین یک طول موج را بیشتر از دیگر طول موج ها از خود ساطع می کند و به همین علت به رنگی خاص دیده می شود.
یکی از دلایلی که باعث می شود تا ستارگان را سفید ببینیم به ساختمان چشم انسان مربوط می شود. در چشم انسان دو نوع حسگر داریم. حسگرهایی که در مردمک چشم هستند درخشندگی را تشخیص می دهند، در حالی که حسگرهایی که در شبکیه هستند رنگ را شناسایی می کنند. حسگرهای شبکیه خیلی حساس نیستند، بنابراین با نورهای بسیار ضعیف فعال نمی شود. به خاطر همین است که نورهای بسیار ضعیف را سفید مشاهده می کنیم. بنابراین، حتی یک ستاره سرخ نیز اگر کم نور باشد، سفید به نظر میرسد، و تنها ستارههای درخشانتر به همان رنگی که هستند برای ما به نظر میرسند!
اگر یک دوربین دوچشمی داشته باشید و به بعضی از ستارهها که درخشان هستند ولی برای چشم غیرمسلح همچنان سفید به نظر میرسند نگاه کنید؛ می بینید که بسیاری از آنها از پشت دوربین ناگهان رنگی میشوند! دوربین نور بیشتری را به داخل چشم شما متمرکز میکند، و در این شرایط حسگرهای شبکیه شما فعال می شوند. یک تلسکوپ باز هم ستارههای بیشتری را به صورت رنگی نشان خواهد داد.
ستارهای بهنام آلبیرئو وجود دارد، که برای چشم غیرمسلح یک ستاره به نظر میرسد، اما درحقیقت، 2 ستاره در مدار مجاور هم هستند که به دور هم گردش میکنند. یکی از این 2 ستاره به رنگ قرمزآتشی است، درحالیکه دیگری به رنگ آبی خیرهکننده میباشد. این یکی از زیباترین مناظر در آسمان است که حتی با یک تلسکوپ معمولی قابل رویت است .
منبع www.badastronomy.com
قوانين فيزيك چگونگي تكامل يك حالت اوليه را در طول زمان تعيين مي كند.براي نمونه اگر سنگي را به هوا پرتاب كنيم ، قوانين گرانش به دقت حركت بعدي سنگ را تعيين مي نمايد.
اما تنها به كمك اين قوانين نمي توان پيشيني كرد كه سنگ كجا فرود مي افتد.براي اين كار لازم است بدانيم سرعت و جهت سنگ در لحظه جدا شدن از دست ما چه بوده است. به ديگر سخن ما بايد شرايط اوليه-شرايط مرزي-حركت سنگ را بدانيم.
كيهان شناسي مي كوشد تكامل همه جهان را با به كاربستن اين قوانين فيزيك توصيف كند. از اين رو بايد بپرسيم شرايط اوليه جهان چه بوده است تا اين قوانين را در مورد آنها به كار بريم.
حالت اوليه شايد تاثيري ژرف بر جنبه هاي بنيادين جهان، و شايد حتي بر خواص ذرات بنيادين و نيروهايي كه براي تكوين زندگي زيستي نقشي قاطع داشتند،گذاشته اند.
شرط بي مرزي ، پيشنهادي است كه زمان و فضا را متناهي و كرانمند مي داند.آنها رويه بسته بدون مرزي را تشكيل مي دهند.درست مانند سطح زمينكه اندازه اش محدود است ولي مرزي ندارد. پيشنهاد بي مرزي بر پايه انديشه تاريخ چندگانه فينمن استوار است،اماتاريخ ذره در جمع فينمن،اينك جاي خود را به يك فضازمان كامل كه نشانگر تاريخ همه جهان است، مي دهد. شرط بي مرزي تاريخ ها ممكن جهان را دقيقا به آن فضا زمانهايي محدود ميكند كه در زمان موهومي مرزي ندارند. به سخن ديگر شرط مرزي جهان آنست كه جهان مرزي ندارد.
هم اكنون كيهان شناسان بررسي مي كنند كه آيا پيكره بندي اوليه كه مطلوب پيشنهاد مرزي است، به همراه دلايل انساني ضعيف، احتمالا منجر به تكامل جهاني همانند آنچه ما مشاهده ميكنيم مي گردد يا نه.
توضيح:
زمان موهومي( imaginary time)
اندازه گيري زمان با اعداد موهومي زمان موهومي را به دست ميدهد. اعداد موهومي و اعداد حقيقي را مي توان به عنوان مختصات نقاط در صفحه پنداشت به گونه اي كه اعداد موهومي عمود بر اعداد حقيقي معمولي باشند.
در پست هاي بعدي به توضيح اصل انساني ضعيف مي پردازم.
سیاه چاله ای در فضا وجود ندارد
سياه چاله ها موضوع بسياري از داستانهاي علمي تخيلي بودند و عده اي گمان مي كردند دانشمندان واقعاً آنها را به شكل غير مستقيم ديده اند ولي براساس اظهارات فيزيكدانان مركز ملي لورنس ليورمور در كاليفرنيا اين حفره هاي وحشتناك در زمان فضايي وجود ندارند و نمي توانند داشته باشند.
به گزارش پايگاه اينترنتي نيوكرالا در طول چند دهه گذشته مشاهده حركت كهكشان ها نشان از وجود انرژي تاريك و مرموزي كه حدود هفتاد در صد از كيهان را در بر مي گرفت داشت كه سرعت گسترش آن كيهان را بيشتر مي كند.
به عقيده جرج چاپلين فروپاشي ستاره هاي بزرگ كه گمان مي رفت باعث ايجاد سياه چاله شود در حقيقت باعث ايجاد ستاره هايي مي شود كه انرژي تاريك دارند و نتيجه اين كه تقريباً مي توان اطمينان داشت كه سياه چاله اي در فضا وجود ندارد.
سياه چاله ها و داستان مرغ يا تخم مرغ
كشف 'حلقه گم شده' سياهچاله ها
تخيل يك هنرمند از يك سياهچاله در يك خوشه كروي
تلسكوپ فضايي هابل با كشف سياهچاله هايي در دو خوشه كروي از ستاره ها به دانشمندان كمك كرده است در راه درك نحوه شكل گيري سياهچاله ها و كهكشان ها گام مهمي بردارند.
سياهچاله ها اجرام بي نهايت فشرده اي هستند كه حتي نور قدرت فرار از جاذبه آنها را ندارد.
ستاره شناسان تا پيش از كشف اخير، شواهدي دال بر وجود دو نوع سياهچاله يكي كوچك و يكي غول پيكر به دست آورده بودند.
نوع اول سياهچاله "ستاره اي" (Supermassive) نام دارد و جرم آن چندين برابر خورشيد است و نوع دوم سياهچاله هاي"غول پيكر" (Stellar-Mass) هستند كه در مركز كهكشان ها رديابي شده و جرم آنها معادل چند ميليون يا ميليارد برابر خورشيد است.
اكنون دو گروه مستقل از دانشمندان با كمك تلسكوپ فضايي هابل كه در مدار زمين گردش مي كند، موفق به كشف شواهدي از وجود نوع سومي سياهچاله در دو خوشه كروي از ستاره ها يكي در كهكشان راه شيري و ديگري كهكشان "اندرومدا" شده اند.
خوشه كروي "جي 1" در كهكشان اندرومدا
از يك سو دكتر "ون در مارل" و تيم او در شهر بالتيمور در ايالت مريلند آمريكا، با استفاده از تلسكوپ هابل سياهچاله اي را در مركز خوشه كروي "ام 15" پيدا كرده اند. اين خوشه در فاصله 32 هزار سال نوري زمين، در صورت فلكي "اسب بالدار" (Pegasus) قرار دارد. جرم اين سياهچاله 4000 برابر خورشيد است.
از سوي ديگر "مايكل ريچ" و تيم او از دانشگاه كاليفرنيا در لس آنجلس در خوشه كروي "جي 1" در فاصله 2/2 ميليون سال نوري زمين در كهكشان اندرومدا، شواهدي دال بر وجود سياهچاله اي به جرم 20 هزار برابر خورشيد پيدا كرده اند.
خوشه هاي كروي (Globular Clusters) مجموعه اي متشكل از چند هزار تا چند ميليون ستاره هستند. اين ستاره ها كهن ترين ستاره هاي كيهان هستند و معمولا حول توده مركزي كهكشان ها گردش مي كنند.
مصالح ساختماني
دانشمندان مي گويند كه سياهچاله هاي "ميان جثه اي" كه در خوشه هاي كروي پيدا شده اند ممكن است رابطه ميان سياهچاله هاي كوچك و سياهچاله هاي غول پيكر را فاش كنند.
"مايكل ريچ" گفت: "مشاهده هاي هابل نه تنها درباره نحوه تشكيل سياهچاله ها به ما اطلاعات مي دهد، بلكه كمك مي كند ارتباط خوشه هاي كروي را با كهكشان ها درك و يكي از مهم ترين سوالات لاينحل امروز در علم نجوم را حل كنيم: يعني اين سوال كه كهكشان ها چگونه تشكيل شده اند."
دو كشف اخير ظاهرا نشان مي دهد كه جرم سياهچاله با جرم شيئي كه سياهچاله در آن قرار دارد نسبت مستقيم دارد. اين واقعيتي است كه در كهكشان ها نيز منعكس مي شود.
جرم سياهچاله هاي كشف شده در اين دو خوشه كروي حدود نيم درصد جرم خوشه ميزبان است. همين نسبت نيز در سياهچاله هاي واقع در مركز كهكشان ها صادق است.
"كارل گبهاردت" از دانشگاه "تگزاس در آستين" و از اعضاي تيم آقاي ريچ گفت: "ممكن است سياهچاله هاي ميان جثه كه اكنون در خوشه هاي كروي كشف شده اند مصالح ساختماني سياهچاله غول پيكري باشند كه در مركز بيشتر كهكشان ها وجود دارد."
دو نظريه
دكتر گبهارت گفت: "در مورد تشكيل سياهچاله ها دو نظريه وجود دارد. يك نظريه مي گويد كه سياهچاله به طور ناگهان و موقع تشكيل كهكشان كه مواد زايد در دل كهكشان انبار مي شود شكل مي گيرد. براساس نظريه دوم ابتدا يك سياهچاله كوچك متولد مي شود و به تدريج رشد مي كند."
به گفته او مشاهده هاي اخير از خوشه هاي كروي نشان مي دهد كه احتمالا نظريه دوم درست است.
مي توان سوال "اول مرغ يا تخم مرغ" را در ابعاد كيهاني نيز مطرح كرد، چرا كه كسي نمي داند آيا ابتدا كهكشان ها به وجود آمده اند يا سياهچاله ها. اما مشاهده هاي تازه از خوشه هاي كروي مي تواند پاسخ اين سوال را پيدا كند.
"اشتاين سيگوردسون" نظريه پرداز دانشكده نجوم دانشگاه ايالتي پنسيلوانيا مي گويد: "سياهچاله هاي ميان جثه همان حلقه گمشده هستند .
به نقل از سي پي اچ تئوري

منبع : physicsnews.persianblog.com







